سيد محمد باقر برقعى
3701
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
گويش سمنانى تأليف كرده است ، دربارهء نوح چنين مىنويسد : « بين شاعرانى كه به گويش سمنانى شعر ساختهاند ، نوح از پركارترين آنهاست . او سومين شاعرى است كه شعر سمنانى را در خدمت اهداف اجتماعى و سياسى گرفت ، قبل از او ابراهيم حافظى و پيمان يغمايى چنين كارى كردند ، البتّه در دايرهء محدود انجام دادند و امتياز نوح تنها به كميت اشعارش محدود نيست ، بلكه از لحاظ كيفيت به معنى تسلط و قدرت بيان و استحكام و اصالت عناصر كلام از يكسو و تنوع موضوعات ، بر ديگر سمنانىسرايان برترى دارد . » نوح از جمله سرايندگانى است كه از حافظه قوى و نيرومندى برخوردار مىباشد و علاوه بر اشعار خود بسيارى از اشعار گويندگان متقدم و معاصرين را حفظ دارد و در هرجا شعرى خوانده شود او دنبالهء آن را مىخواند ، دوستانش او را " جُنگ سيار " ناميدهاند . آثار و تأليفاتى كه تاكنون از او به چاپ رسيده ، عبارت است از : گرگ مجروح ، گلهايى كه پژمرد ، ستارگان تابان ، دنياى رنگها ، فرزند رنج ، فرزند كوهستانها ، تصحيح ديوان رفعت سمنانى ، تصحيح ديوان مشتاق ، تذكرهء شعراى سمنان ، تنظيم آثار عجم ( فرصت شيرازى ) . آثار زير نمونههايى چند از شعر اوست : دشت بلاخيز در بند سر زلف تو تنها دل ما نيست * يك دل ز كمند سر زلف تو جدا نيست بر صيد به خون خفته زنى تير ؟ چه حاصل * مظلومكشى شيوه و آيين صفا نيست از خنجر مژگان تو ايمن نبود كس * اى چشم سيه ، كشتن عشّاق روا نيست هر صيد در اين دشت بلاخيز به خون خفت * كو سينه كه آماجگه تير بلا نيست اى خفته به غفلت شده راضى به رضايش * حق از تو و كردار تو بىشبهه رضا نيست بدبختىات از سستى و درماندگى توست * مسكين چه نشستى كه ز تقدير و قضا نيست هرگز پدرى ذلّت فرزند نخواهد * درماندگىات از تو بود ، كار خدا نيست سرپنجهء تصميم تو هر عقده گشايد * غير از تو ز كار تو كسى عقدهگشا نيست اى شيخ ز ميخانه مخوانم سوى مسجد * بيمار دوا يافته محتاج دعا نيست عيسا به دعا زنده نسازد تن مرده * در ورد و فسون مرگ بود ، ليك شفا نيست جز پيروى پير مغان نيست سزا « نوح » * آنجا كه بجز شيخ كسى راهنما نيست